ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

2254

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

بيان محمّره خرّمشهر بيان كه در قرون اوليهء اسلام از شهرهاى خوزستان شمرده مىشده و بعد ويران گرديده مانند ديهى گرديده و همان ديه را نيز بيان مىگفته‌اند ، تا در مائه سيزدهم نام آن كوت المحمره شده و پس از آن محمره گرديده و صورت شهريّت به خود گرفته و باز از شهرهاى معتبر خوزستان بشمار آمده ، چنان‌كه بعد از تأليف تاريخ مرقوم « پانصدساله » نام آن خرم‌شهر شده و كنون بدين نام معروف است « 1 » . و حاج يوسف مرقوم سرپرست اين شهر بوده . و پس از وى فرزندش حاج جابر در زمان فرمانروائى شيخ ثامر كعبى در خوزستان رئيس اين شهر و در زمان وى رونق آن زيادتر شده و او در سنه 1299 - چنان‌كه در « مجلة المجلات » نوشته - يا سال ( 1297 يا 1298 ) چنان كه در « تاريخ پانصدساله » است - در محمره وفات كرد و سه فرزند برجا نهاد : اول : شيخ محمد كه پس از پدر ، ناصر الدّين شاه فرمان حكمرانى محمره را براى او فرستاد لكن برادرش شيخ مزعل با او نساخته و شيخ محمد تاب طرفيت با برادر را در خود نديد و ترك حكومت گفته از خوزستان ببصره رفت و آنجا نشيمن نمود . دويم : شيخ مزعل ، چنان‌كه ناصر الدّين شاه لقب نصرة الملك كه از پدرش بود بوى داده و بعد از آن او را به عز السلطنه لقب داد كه در « المآثر : 238 س 2 » به اين لقب ذكر شده . و او مانند پدر در ظاهر دولتخواه ايران و در باطن همدست انگليسيان و ازاين‌رو شكوهى تمام در خوزستان بهم‌رسانيد و در حدود ده سال با برادر خود شيخ خزعل صاحب عنوان طرفيت نموده ، تا آخر بدستور همين برادر ، در 4 شنبه غره محرم سنه 1315 در كوشك فيليهء محمره كشته شده و گرچه پانزده نفر زن داشت ليكن پسرى از خود نگذاشت . سيم : شيخ خزعل خان صاحب عنوان كه از رجال معروف خوزستان در عصر خود و وقايع اخير او فصلى از تاريخ اين ولايت بلكه مملكت ايران را اشغال كرده ، چنان‌كه شيخ محمد جواد شبيبى ( 1281 ) « رساله‌ئى مخصوص احوال او » تأليف نموده . و او در اين سال - چنان‌كه در جريده « مجلة المجلات . سال 6 : 174 » نوشته -

--> ( 1 ) رجوع شود به « دائرةالمعارف الإسلاميّة 8 : 101 ببعد » تأليف آقاى عبد العزيز صاحب جواهر . م .